واقعه جنگ شاه طهماسب دوم صفوی با سپاه عثمانی در کوریجان

« شاه طهماسب دوم صفوی  با جمع  قوای قزلباش به شتافت و از راه درجزین عازم همدان شد و دوباره به جمع آوری قشون و چریک همدان و ولایات و نواحی  پرداخته و در قریه موسوم به کرد خان (کوریجان) از اعمال همدان اردو زد احمد پاشا {والی عثمانی} پیشنهاد صلح کرد ولی او اعتنا نکرده جنگ در گرفت  که منجر به شکست دیگر شاه طهماسب شد { اوایل شعبان 1143 هجری قمری } سپاه قزلباش منهزم گردید . باقی سپاه گریخت  عثمانلو ها به تعقیب پرداختند بلاخره طهماسب مجبور به صلح می شود نادر شاه خشمگین می شود و در پی آزاد سازی نواحی از دست رفته  می افتد  » (1)

 محمد امین زکی بیک در کتاب زبده تاریخ کرد و کردستان آورده است  « احمد پاشا با اردوی خود به نزدیکی  های همدان رسید در 16 ایلول سال 1731 میلادی در کوریجان که یک روز با همدان فاصله دارد  و در این طرف شهرواقع است با اردو شاه طهماسب رو به رو شد و جنگی سخت و سنگین بین آن دو اردو درگرفت  و نیمی از اردوی ایران در این جنگ محو و نابود شد  و همه اموال و مهمات توپخانه و آلات و ادوات سپاه  ایران به دست سپاه عثمانی افتاد لیکن علی رغم این غلبه عظیم  به سبب بعضی احوال احمداشا مجبور به صلح شد .  »   (2)

اشاره به واقعه صلح شاه طهماسب دوم صفوی با سپاه عثمانی در سال 1731 میلادی  / 1145 هجری قمری دارد که به موجب آن کلیه اراضی قفقاز که آن سوی رود ارس بود و ولایات غرب ایران در اختیار سپاه عثمانی قرار می گرفت

نادر انعقاد قرار داد فوق را مغایر با شئونات ایران تلقی نمود و ان را بی اعتبار اعلام داشت و در مجلس مشاوره ای که از بزرگان و سران لشکر تشکیل داد موافقت شد که شاه طهماسب از سلطنت خلع  و کودک هشت ماهه او به نام عباس میرزا به سلطنت بنشیند بدین ترتیب اداره امور کشور عملا و رسما در دست نادر قرارگرفت .

معمرین و بزرگان روستا این واقعه را از قول پدران خود نقل می کنند محلی  در کنار رودخانه قره چای  به اراضی توپ گچن یعنی محل عبور توپ معروف است و می گویند نادر شاه  توپهای جنگی خود را از آنجا عبور داده است.

رقابت نادر با تهماسب دوم  سبب شد، شکست در نبرد کوریجان،   شمال شرق همدان، در مقابله با عثمانی در سال 1145 شد و همین موضوع بهانه برکناری شاه قرار گرفت و فرزند هشت ماهه او به نام شاه عباس سوم(246) به شاهی برگزیده شد و نادر خود را نایب السلطنه اعلام نمود. سپس در اواخر سال 1148 هجری قمری، نادر با طراحی کودتایی در دشت مغان نیت نهایی خود را برای پادشاهی آشکار و در گردهمایی یکصد هزار نفری از نمایندگان طبقات و اصناف مختلف سراسر ایران که از جنگاوری و بی رحمی او در هراس بودند، در نزدیکی مرز دشمن دیرینه، شاه خردسال را بر کنار و خواسته خود را به انجام رسانیده و رسماً پادشاه ایران(247) شد.

زمان جنگ در منابع عربی :

 من ربیع الأول 1143 هـ = 16 من سبتمبر 1730 م
الدولة العثمانیة تسترجع مدینة همدان بعد انتصارها على الإیرانیین فی معرکة "کوریجان"، التی تقل فیها 3 أرباع الجیش الصفوی المکون من 40 ألف جندی.

3 من ربیع الأول 1221 هـ = 20 مایو 1806م

 

 .

منابع و توضیحات :

    (1) از درگزین تا کاشان پرویز اذکایی ص 43 / جهانگشای نادری ص 171-175/   عالم آرای عباسی ج1 ص 327-345      تاریخ حزین لاهیجی ص95  /

 

(٢) زبده تاریخ کرد و کردستان-تالیف محمد امین زکی بیک –ترجمه یدالله روشن اردلان  ج 1 ص 159 

ترجمه از سایتهای عربی  به لینک زیر مراجعه نمایید

  )http://kourijan.persianblog.ir/post/41

 توضیحات و اضافات.
شکست و خلع شاه طهماسب : مقارن ایامی که نادر در شرق ایران گرم سرکوبی ابدالیها و فرونشاندن آشوب طاغیان بود، شاه طهماسب را هوس مقابله با لشکریان عثمانی به سر افتاد وبه تعقیب فتوحات نادری پرداخت تا او را هم در جهانگشائی و کشورستانی سهمی باشد. بدین منظور در جمادی الثانی 1143 شاه از اصفهان حرکت کرد و از طریق همدان به تبریز رفت و پس از عزل حاکمی که نادر در تبریز منصوب کرده بود با هجده هزار سپاه ، ایروان را محاصره کرد اما بر اثر نرسیدن آذوقه ، هجده روز بعد، از محاصره ایروان دست کشید و عقب نشینی کرد و در حوالی قریه کردخان از قرای همدان با قشون عثمانی روبرو شد و از احمدپاشای بغدادی فرمانده سپاهیان عثمانی شکست خوردو با تلفات سنگینی به اصفهان عقب نشست و شهرهائی را که نادر فتح کرده بود ازدست داد، سپس با دربار عثمانی که از حمله مجدد نادر بیمناک بود پیمانی بست و رود ارس را مرز ایران و عثمانی شناخت و ولایات گنجه و تفلیس و ایروان و نخجوان و شماخ_ی و داغستان را به عثمانیها داد .
مقارن خاتمه کار هرات ، نادر از عهدنامه ای که شاه طهماسب با عثمانیان بسته بود باخبر شد و از کار خودسرانه شاه برآشفت و به سختی با آن پیمان مخالفت کرد و رسولانی به بغداد و استانبول فرستادو کلیه ولایات از دست رفته ایران را مطالبه کرد و خود در مشهد به تدارک و تجهیز سپاه پرداخت و حکومت خراسان را به ابراهیم خان سپرد و با سپاهی گران و متشکل از طوایف گوناگون روز هفتم محرم 1144 از مشهد بیرون آمد و پس از حمله ای که به ترکمانان یموت کرد رو به اصفهان آورد تا کار خود را با شاه طهماسب یکسره کندو فارغ از توطئه های وی بتواند به جنگ با عثمانیان پردازد، پس از رسیدن به اصفهان شاه طهماسب را از سلطنت خلع و تحت الحفظ به خراسان تبعید کرد و فرزند او راکه هشت ماه بیش نداشت به نام شاه عباس سوم به پادشاهی برگزید و سلطنت او را رسماً اعلام نمود (14 ربیع الاول 1145) و خود را نایب السلطنه خواند پس از گوشمالی یاغیان بختیاری و زند، از طریق کرمانشاه راه کرکوک پیش گرفت و در محل زهاب نیروی عثمانی را شکست داد و «احمدپاشا» سردار عثمانی را اسیر کرد و به پیشروی خود ادامه داد و پس از شکست دیگری که در محل شهربان به نیروی عثمانی وارد آورد، رو به بغداد نهاد و با ساختن پلهای شناور از تنه درختان خرما، با سپاهیان خوداز رود دجله گذشت و نیروی عثمانی را که در بغداد موضع گرفته بودند محاصره کرد و در برابر دشمن به ساختن برج ها و استحکامات پرداخت ، نادر چنان در کار محاصره بغداد پافشاری کرد که احمدپاشا فرمانده سپاهیان ترک در پایان محرم 1166 مجبور شد قاصدی به نزد وی فرستد و پیشنهاد تسلیم شدن خود را به اطلاع نادر برساند نادر تقاضای احمدپاشا را پذیرفت اما سردار عثمانی ازتسلیم شدن منصرف گشت چه در همین اثنا باخبر شد که نیروی عظیمی از لشکریان تازه نفس عثمانی به فرماندهی توپال عثمان پاشا به یاری وی میرسد. نادر هم که از نزدیک شدن نیروی کمکی دشمن باخبر شده بود به قصد پیشدستی به مقابله آنان شتافت و در ساحل دجله جنگی خونین میان نادر و عثمان پاشا درگرفت ، اما در این نبرد، باهمه تلفات سنگینی که به نیروی عثمانی وارد آمد، نادر شکست خورد و بزحمت از معرکه بسلامت جست ، از طرف دیگر احمدپاشا که در بغداد از رسیدن عثمان پاشا باخبر شده بود جان تازه ای گرفت و بر لشکریانی که به حکم نادرمامور محاصره بغداد بودند حمله برد و آنان را منهزم کرد، نادر و لشکریان شکست خورده اش به سوی همدان آمدند، نادر به سپاهیان خود مرخصی داد و از اطراف ایران نیروی کمکی خواست و سرانجام در 22 ربیع الثانی 1146 با نیروی تازه نفس و متشکل خویش از همدان به طرف مرز عثمانی حرکت کرد، و پس از شکست دادن فوجی از سپاهیان عثمانی که به سرکردگی فولادپاشا مامور حفظ کرکوک بودند، روانه کرکوک شد. در همین اثنا خبر طغیان بلوچ ها به نادر رسید اما وی بدان اعتنائی نکرده دفع شرعثمانیان را واجب تر شمرد، و بجانب کرکوک حمله برد وپس از جنگ سختی که با عثمان پاشا کرد، نیروی عظیم عثمانی را بسختی درهم شکست و منهزم کرد، در همین جنگ سردار سپاه عثمانی ، عثمان پاشا کشته شد و نادر حله و نجف و کربلا را تصرف کرد و نیروئی را دیگر باره مامورمحاصره بغداد کرد و خود به قصد استخلاص تبریز، روانه آن سامان شد و تبریز را بدون جنگ به تصرف درآورد چه ، تیمورپاشای عثمانی که بر تبریز مسلط بود، با شنیدن خبر شکست های متوالی عثمانیان ، خود، شهر را تخلیه و فرار کرده بود، نادر پیشروی خود را در آذربایجان متوقف ساخت و برای خاتمه دادن به کار محاصره بغداد روانه آنجا شد و چون احمدپاشا حکمران بغداد از در مصالحه درآمد و از طرف دولت عثمانی تعهد کرد که همه متصرفات ده سال اخیر دولت عثمانی را در خاک ایران به نادر واگذار کند و از طرفی نادر از بالا گرفتن طغیان بلوچ ها سخت مشوش بود، دست از ادامه جنگ با عثمانیان کشید و عزیمت مشرق ایران کرد و به جنگ با محمدخان بلوچ پرداخت و او را شکست داد و اسیر کرد و با خود به شیراز برد. نادر پس از چند ماهی توقف در شیراز و اصفهان ، چون دولت عثمانی از انجام تعهدات احمدپاشا طفره میرفت ، بار دیگر عازم جنگ با عثمانیان شد و پس از تصرف شماخی ضمن پیامی از روسیه خواست که ماکو و دربندرا تخلیه کند وگرنه آماده جنگ باشد، و نیروئی را مامور تصرف گنجه کرد و ایروان را در محاصره گرفت و چون از حرکت نیروی تازه نفس و فراوان عدد عثمانی به سرداری عبداللّه پاشا باخبر شد به مقابله آن شتافت ، میدان جنگ در محلی بین «آقتپه » و «بغاورد» واقع شد و سپاهیان عثمانی و ایران به جان هم افتادند، در این جنگ عثمانیها با وجود کثرت نفرات شکست قطعی سختی خوردند و پس از دادن تلفات زیادی فرار کردند و نادر گنجه و تفلیس و ایروان را تصرف کرد، آنگاه تقاضای صلح عثمانی را پذیرفت .

/ 0 نظر / 43 بازدید